حمله به ایران: کابوس بیپایان
در
تاریخ 28 مرداد 1389 آمریکا آخرین واحد نیروهای نظامی خود را که درگیر
عملیات جنگی بودند از عراق خارج کرد و بدین ترتیب اوباما رئیس جمهور امریکا
بر فرایندی نقطه پایان نهاد که «توماس ریک»، روزنامهنگار برجسته
آمریکایی، در کتاب خود به نام «قهار» نوشته بود: «
مشرق-
هنگامی که جرج بوش رئیس جمهور نادان امریکا در تاریخ 20 مارس 2003 دستور
حمله به عراق را صادر کرد هیچگاه حدس نمیزد این جنگ ممکن است 7 سال به طول
انجامد و 4700 سرباز آمریکایی طی آن کشته و بدون پیروزی و با سرافکندگی،
از عراقی خارج شوند که ضد آمریکاییتر از عراق 2003 است.
آمریکا در
شرایطی به عراق حمله کرد که پنداشته نمیشد پیامدهای این تجاوز تا 7سال و
بلکه دهها سال تأمین اهداف آمریکا را در محاق تعویق ببرد. در مارس 2003
(اسفند 1380) عراق کشوری بسیار ضعیف و فرسوده بود. سیاستهای تجاوزکارانه و
ضدمنطقهای صدام حسین که دو جنگ زیانبار را با حمله به ایران و کویت به
منطقه تحمیل کرد باعث شد تا جامعه جهانی و شورای امنیت تحریمهای اقتصادی و
سیاسی کاملی را علیه عراق اعمال کنند. این تحریمها مانع از فروش نفت عراق
بطور کامل شد. و تنها نفت عراق زیر کنترل و ذیحسابی سازمان ملل فروش
میرفت و پول آن پس از دزدیهای فراوان مقامات سازمان ملل صرف خرید غذا و
دارو برای مردم عراق میشد.
آمریکا و قدرتهای غربی با ایجاد منطقه
«پرواز ممنوع» عملاً منطقه کردستان عراق را از حاکمیت صدام و دولت مرکزی
خارج کرده و یک دولت سایه دست نشانده در آن منطقه مستقر کردند. طی سالهای
2000 تا 2003 سرزمین عراق آماج حملات پیاپی و متناوب جنگندههای هوایی
آمریکا و انگلیس بوده، و رژیم صدام حسین کاری نمیتوانست بکند. محدودیتهای
اقتصادی و غذایی و دارویی شدیدی که علیه مردم مظلوم عراق توسط غرب به اجرا
درآمد، باعث شد تا طی سالهای 80-1370 بالغ بر یک میلیون نفر از کودکان
زیر 5 سال و سالخوردگان عراقی جان خود را از دست بدهند.
صدام حسین با
ایدئولوژی بعثگرایانه خود آنچنان منزوی شده بود که چاره را در تشبث به
اسلام و شعائر اسلامی و عربی تشخیص داد.وی قوانین مدنی اسلام را احیاء و در
سال 1380 قوانین کیفری اسلام را در خصوص مسائل اجتماعی و روابط اخلاقی در
کشور حاکم کرد و عبارت مقدس «الله اکبر» را با دستخط خود به پرچم عراق
ضمیمه کرد.
ضعف رژیم عراق به جایی رسید که با حمله آمریکا به آن کشور
بیش از سه هفته دوام نیاورد و فرو ریخت.آمریکا در عراق با مشکل نظامی
چندانی از ناحیه مقاومت ارتش صدام حسین مواجه نشد و بسرعت آن کشور را فتح
نمود. اما شکست فضاحت بار امریکا در عرصه دیگری رقم خورد.
پیروزی نظامی و شکست استراتژیکارتش
صدام حسین و رژیم او بسرعت و ظرف کمتر از یک ماه بطور کامل فرو ریخت. اما
سیاستمداران نادان و ستمگر امریکا عاجزتر از آن بودند که از فروپاشی رژیم
عراق دستاوردی برای خود بسازند. آنها با شعار «استقرار ثبات» و «تحکیم
دموکراسی» وارد عراق شدند اما نتیجه 7 سال تجاوز برای جامعه عراق اینک
4میلیون عراقی آواره، 800هزار نفر کشته و میلیونها مجروح و دهها هزار
زندانی است. یعنی بطور میانگین طی 7 سال اشغال عراق روزانه 400نفر کشته و
1600نفر فرار به خارج از عراق، دستاورد تجاوز آمریکا به این کشور بوده است.
علاوه
بر آن پیامد این تجاوز برای آمریکا طبق آمار رسمی سرفرماندهی ارتش آن کشور
در عراق صدور 4700نفر کشته میباشد؛ اما آمارهای واقعیتر و غیررسمی این
تعداد را حدود 13500نفر تخمین زدهاند.
زیان اقتصادی: بحران جهانی
تحلیلگران
اقتصادی هزینه 7 سال جنگ و تجاوز آمریکا به عراق را بالغ بر یک تریلیون
دلار برآورد کردهاند که چنانچه هزینه همین اقدامات در افغانستان را به رقم
مزبور بیافزاییم از رکود جهانی کمبود نقدینگی رمزگشایی میشود.
هماکنون
کشور عراق، ناامنترین کشور دنیا و حتی ثبات آن بدتر از شرایط داخلی
افغانستان است. حدود 37000 نفر از مردم در زندانهای سیاسی و امنیتی هستند و
فقر گسترده مردم آنها را در تنگنایی اجتماعی و اقتصادی بیسابقهای قرار
داده است.
4 میلیون عراقی به خارج از کشور گریخته و این بالغ بر 15? از
جمعیت آن کشور است که تنها در اردن 1 میلیون و در سوریه 2/1 میلیون عراقی
پناه بردهاند.
هدیه آمریکا به جامعه و تاریخ عراق مشتمل بر مجموعه
نفرتانگیزی است که مردم آن کشور در انتخابات پارلمانی 5 ماه اخیر بیشترین
رأی را به گروه العراقیه دادند که حامل نهادها و گرایشات شبیه بقایای رژیم
صدام حسین بودند.
فرار، نه خروجنظامیان
آمریکا در حقیقت در مقابل اراده مردم مسلمان و متدین عراق گریختند و این
به منزله پیروزی بزرگ جنبش مقاومت مردم قهرمان عراق است.
آمریکا در
تجاوز به عراق به هیچ یک از اهداف و شعارهای اولیه خود دست نیافت. نه ثبات،
نه دموکراسی و نه ارزشهای سیاسی غرب در عراق مستقر شده است. نفرت مردم
عراق و تودههای مسلمان جهان اسلام و عرب از تجاوزات آمریکا در عراق به حدی
است که چهرهای منفور و مستبد همانند صدام حسین امروز در چشم و دل مردم
عراق و منطقه به تدریج احیا و محبوب میشود.
وحدت ملی در عراق مخدوش و
منطقه اقلیم کردستان عملاً از کنترل دولت مرکزی خارج و اتحاد شیعه و سنی بر
اثر توطئههای امریکا و بریتانیا تضعیف شده است. تجاوز آمریکا به عراق حتی
امید و علاقه تودههای مردم عرب به مبارزه با دیکتاتورهای فاسد حاکم بر
کشورهای عربی همانند مصر و اردن را کاهش داده و بیم از مواجهه با شرایط
مشابه عراق در میان مردم پدید آمده است.
تجربه فراروی در حالی که به شدت
منفی و حاکی از شکست کامل استراتژی آمریکا است، برخی از سیاستمداران و
نظامیان ابله امریکا شعار حمله به ایران را مطرح میکنند که به بررسی این
موضوع میپردازیم که شعار حمله نظامی به ایران، تا چه اندازه یک نیت واقعی و
یا تبلیغاتی است.
حمله به ایران: کابوس بیپایانایالات
متحده در حالی آخرین واحد نظامیان از سربازان رزمنده خود را در 19 آگوست
(28 مرداد) از عراق خارج کرد که افکار عمومی جهان و مردم آمریکا بر این
باورند که آمریکا در جنگ با عراق شکست خورد و هیچ یک از اهداف این کشور
تحقق نیافت.
در همین حال رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا دو هفته پیش، از
وجود طرحی برای حمله نظامی به ایران خبر داد. پرسشی که از اینک در مقابل
محافل روشنفکری و اندیشمندان جهان و مراکز مطالعات سیاسی و نظامی و آکادمیک
پررنگ قرار گرفته، این است که آیا در کاخ سفید سیاستمدارانی عاقل و خردمند
تصمیمساز هستند، و یا مدیرانی بیمسئولیت و سفیه؟ ایالات متحده در حالی
که با اندامی به گل نشسته و کفشهای برجا مانده، هنوز نتوانسته از باتلاق
دهشتناک جنگ عراق خارج شود؛ چگونه ممکن است مرتکب حماقت دیگری شود و در
اندیشه جنگ با مقتدرترین و دمکراتترین نظام سیاسی منطقه خاورمیانه و جهان
اسلام باشد؟
ایران، عراق و افغانستان: موقعیتهای ناهمگونامریکا
در 20 مارس 2003 درحالی به عراق حمله کرد که رژیمی ضعیف و مستأصل بر بغداد
مستولی بود. نفت عراق فروش نمیرفت و تنها اندکی در چارچوب طرح «نفت در
برابر غذا» صادر میشد. ارتش عراق تازه از دو شکست جنگ با ایران و کویت
خارج و به شدت تضعیف شده و روحیهای برای مقاومت نداشت.
جامعه عراق
بسیار فقیر شده و سالانه 100هزار کودک و افراد سالخورده از کمبود غذا و
دارو جان خود را از دست میدادند. بخش عمده خاک عراق که عبارت از شمال آن
کشور و مناطق کردنشین باشد از حاکمیت بغداد خارج و توسط کردهای متمایل به
امریکا اداره میشد.
افغانستان هم وضعیتی به مراتب بدتر از عراق داشت.
این کشور تحت مسئولیت یک مجموعه ماوراء ارتجاعی به نام طالبان اداره میشد
که حتی وسایل ارتباط جمعی نظیر تلویزیون را از حیطه انتفاع خارج کرده و
امکان ارتباط و برقراری حاکمیت در سراسر کشور را از خود سلب کرده بود.
طالبان نه ارتش، نه نیروهای هوایی و دریایی و نه توان تسلیحاتی داشتند.
اقتصاد شبانی و روابط ماقبل مدرن اجتماعی، ارتباط مردم و دولت را قطع کرده
بود.
ایران: ابرقدرت منطقهایشرایط
کنونی ایران از هیچ جهتی قابل مقایسه با افغانستان 2001 و عراق 2003
نیست.ایران کشوری بسیار پهناور و پرقدرت با جمعیت بیش از 70میلیون نفر است و
دارای یکی از مجهزترین قدرتهای نظامی دنیا و کارآزمودهترین ارتش و سپاه
با فناوریهای روزآمد و بسیار پیشرفته میباشد.
این ارتش علاوه بر حدود
1میلیون نفر رزمنده کلاسیک که در قالب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش
جمهوری اسلامی ایران و هرکدام در سه نیروی زمینی، هوایی و دریایی و
هوانیروز و رزمندههای جنگهای نامتعارف و با تخصصهای آفندی و پدافندی
میباشند؛ مضافاً حدود 1 میلیون نفر نیروی شبه نظامی فعال با عنوان «بسیج
فعال» و آموزش دیده، که کنترل شهرها و روستاها و پایگاههای اداری و جمعیت
را در اختیار دارند را، دارا است.
نیروی زمینی چه در سپاه و چه در ارتش
مجهز به انواع پیشرفتهترین تانکها و نفربرهای جهان و موشکهای نامتعارف
همانند انواع شهاب، به ویژه شهاب 3 که با 2500کیلومتر برد و خطای 2 در
10هزار، است. شهاب 3 از پیشرفتهترین نوع تکنولوژی جهان برخوردار است و
قادر است موجودیت رژیم خبیث صهیونیستی و نظامیان آمریکا در منطقه و خاک
اروپا را درنوردد. با شروع جنگ و شلیک اولین گلوله توسط ارتش متجاوز آمریکا
یا انگلیس، و یا پدیده نامشروع صهیونیستی بیش از 200هزار نیروهای نظامی
غیررزمی و غیرنظامیان آمریکا در عراق و نیروهای ناتو در افغانستان در دام
حملات کراراً تمرین شده سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران افتاده و
طی حملات برقآسای زمینی و هوایی در اولین ساعات شروع جنگ دهها هزار نفر
از متجاوزان غربی در منطقه نابود میشوند.
براساس برآوردهای انجام شده،
در 8ساعت اول جنگ تلفات دشمن آنچنان فاجعهبار خواهد بود که احتمالاً
آمریکا با اعلام آتش بس یکجانبه شکست را بپذیرد و آسیبپذیری رژیم
صهیونیستی آنچنان بالا ارزیابی شده که طی 24ساعت پس از حملات موشکی ایران و
انجام آفندهای هوایی، اسرائیل بدست فلسطینیهای نوار غزه و دولت حماس و
حزبالله و یکی از ارتشهای منطقه تصرف میشود و آن موجودیت پلید دچار
فروپاشی اجتماعی شده و نابود میگردد.
با فروپاشی ارتشهای غربی در عراق
و افغانستان نظام سیاسی دو کشور که هماکنون تمایل درونی و قلبی با آمریکا
ندارند دچار تغییرات اساسی شده و غرب در هر دو کشور به زانو در میآید.
قدرت
نظامی ایران پیشرفتهترین و دقیقترین موشک بالستیک جهان را بنام «فاتح
110» دارا است. ایران در حال حاضر عمدهترین اجراء استراتژی نظامی خود را
بر تهاجم و دفاع هوایی علیه حملات هوایی آمریکا و غرب و تهاجم موشکی به
اسرائیل و تهاجم هوایی و زمینی و دریایی و موشکی علیه ارتشهای غربی مستقر
در منطقه و انسداد تنگه هرمز پایهریزی نموده است. چون غرب برای تهاجم
زمینی به ایران علاوه بر آنکه از هیچ یک از مرزهای عراق، افغانستان، ترکیه،
روسیه، آذربایجان، نخجوان و خلیجفارس و دریای عمان امکان پیاده کردن نیرو
و تهاجم نظامی ندارد، به لشکرکشی حدود 1 میلیون سرباز رزمنده نیاز دارد که
محدودیت زمان اجازه این کار را نمیدهد و با استقرار هرمقدار نیرو، طی
حملات برقآسای زمینی و هوایی ایران، نابود خواهند شد.
علاوه بر موشک
شهاب 3 که یک سلاح استراتژیک است، موشک فاتح 110، توفان، کروز، شهاب، ثاقب،
میثاق 1 و 2 و تندر، توسن و زلزال که پرسرعتترین موشک زمین به زمین دنیا
جزو تسلیحات سازمان رزمی سپاه پاسداران و ارتش میباشد که ایران را تبدیل
به یکی از مقتدرترین قدرتهای نظامی دنیا کرده است.
موشکهای صیاد 1 و 2
که ضدهوایی است و دارای نیروی جاذب به سمت هواپیماهای دشمن و
انحرافناپذیر است، غرب را درگیر پرتلفاتترین نبرد تاریخ خود خواهد کرد.
موشک
دریایی رعد و همچنین کروز که بر روی شناورهای پرسرعت نصب میشود، به همراه
زیردریایی و پیشرفتهترین قایقهای تندرو دنیا، هماوردی دریای ایران را
خللناپذیر میسازد.
ایران دارای صدها فروند جنگنده بمبافکن و
کارآزمودهترین خلبانهای جنگی است که نظیر آنها حتی در هیچیک از اعضای
پیمان ناتو وجود ندارد. راکت «صاعقه» که ابتدا ابری از دود و سپس امواج آتش
سوزان نصیب دشمنان ملت ایران میسازد سلاح سازمانی نیروی هوایی ما است.
وحدت ملی؛ ثبات اجتماعیعراق
و افغانستان دارای فقر گسترده و فقدان بهداشت و دارو و سازمان اجتماعی
پوسیده، دو جامعه از هم پاشیده بودند. ایران کشوری است ثروتمند و دارای
استانداردهای زندگی پیشرفته و رفاه عمومی و درآمد سرانه نزدیک به 5000دلار و
توازن اجتماعی بالا وتوزیع متناسب امکانات و اقشار و طبقات اجتماعی کشور
آگاهانه قدر امنیت و رفاه خود را میدانند و در شرایطی نیستند که آرزو کنند
یک عامل خارجی شرایط کنونی را برهم زند.
تحریمهای سازمان ملل و غرب طی
سالهای اخیر و تا 5 سال آینده بگونهای نیست که خللی در سازمان و روابط
اجتماعی کشور پدید آورد. کمپانیها و برندهای برتر دنیا در زمینه پوشاک،
غذا و لوازم آرایش و تکنولوژی زیبایی خودرو و رفاهیات شهری برای حضور در
ایران تلاش فراوان میکنند، که حکایت از ثبات، امنیت و رفاه عمومی دارد.
طیفی
از طبقه متوسط ممکن است به نحوه مدیریت اداری و اجرایی کشور و سهم خود از
قدرت انتقاد کنند اما هیچگاه نارضایتی آنها در اندازهای نیست که از
تغییرات توسط قدرتهای خارجی استقبال کنند.
30? از جمعیت ایران که دارای
رفاه فراوان و ترنوور مالی گسترده و داد و ستد قابل توجه و دارایی و املاک
فراوان و مطالبات وسیع از اصناف همگن میباشند، بخوبی آگاهند که فروپاشی
روابط قدرت برای همیشه رفاه، ثروت و مکنت آنها را به خطر میاندازد و
خواهان زندگی اجتماعی بدون ریسک هستند. و این به معنای 20میلیون نفر است که
علیرغم همه انتقادات به رکود اقتصادی، کمبود نقدینگی، کمبود تسهیلات
بانکی و مطالبه سهم بیشتری از قدرت سیاسی در مقابل هرگونه تلاش خارجی و
داخلی برای فروپاشی مناسبات موجود، میایستند.
صلح و ثبات؛ انتخاب ملینظام
جمهوری اسلامی و رهبر فرزانه آن حضرت آیتالله خامنهای و ملت مسلمان،
انقلابی و هوشمند ایران خواهان زندگی در صلح و ثبات و بهرهوری از حقوق
بینالمللی و جایگاه شامخ و برجسته در دنیا هستند.
رشد علمی و تکنولوژیک
کشور ما 10برابر میانگین جهان است. و این را حق طبیعی خود میدانیم که
ایران به عنوان یک قدرت جهانی به رسمیت شناخته شود.
غرب با سیاهنمایی و
تبلیغات ابلهانه میکوشد تصویری عقبمانده و بیثبات و استبدادی از جامعه
ما ترسیم سازد. در حالی که تعداد زندانیانی که به زعم غرب بخاطر عقاید
سیاسیشان بازداشت شدهاند به 100 نفر نمیرسد.رادیو و تلویزیونهای
ضدانقلاب به همراه BBC و VOANews (تلویزیون فارسی آمریکا) میکوشند تا با
مصاحبه با اعضای خانواده و بستگان آنها و ضدانقلابیون فراری آتش تبلیغات
علیه ایران را بصورت تصنعی روشن نگاه دارند. از یک زن بدبخت و بیسواد
45ساله روسپی که در قتل شوهرش با مجرمین همدست خود همراهی داشته، چهره یک
قهرمان را ترسیم میکنند و در سراسر جهان برای وی کمپینهای تبلیغاتی و
حمایتی برگزار میکنند، و رئیس جمهور برزیل و فرانسه شخصاً اعلام کردهاند
که به وی پناهندگی اعطا میکنند.
تمام تلاش غرب این است که سرمایه
اجتماعی، مردمی و سیاسی جمهوری اسلامی را به هرز ببرد. این اقدامات به عکس
تصویری مخدوش و ناپسند از دمکراسی غربی را ترسیم مینماید.
البته تردیدی
نیست که کجفهمی و سوءمدیریت و قصور و تقصیرها و فقدان تدبیر در مدیران
اجرایی و قضایی در تهیه سوژههای تبلیغاتی برای ماشین پروپاگاند غرب مؤثر
بوده است.
آیا جنگ محتمل استامکان
جنگی میان امریکا و متحدین غربی و صهیونیستیاش با ایران نامحقق است.
امریکا در زمان حمله به افغانستان و عراق توسط رئیس جمهوری ابله و بیماردل
اداره میشد و شبکه فکری نئومحافظهکاران سازمان مدیریتی کاخ سفید را در
دست گرفته بودند. جامعه و سازمان نظامی افغانستان و عراق نیز مهیای چنین
تهاجمی بود.
آمریکا و کاخ سفید اینک توسط یک رئیس جمهور دمکرات و
فرهیخته و دارای پیشینه خانوادگی اسلامی اداره میشود. جنگ طلبان از مجموعه
مدیریتی کاخ سفید خارج شده و ایران نیز عراق و افغانستان نیست.
امید
است آقای باراک اوباما خرد پیشه کند و دریابد مسیر همکاری با ایران بیش از
خصومت و جنگ، معطوف به منافع امریکا است. البته خویشتنداری و خرد همواره
منشأ تصمیمات زمامداران کاخ سفید نبوده و چنانچه بلاهت سکاندار سازمان
تصمیمسازی در واشنگتن شود، درسی پرهزینه و خسارتبار بهره آنها خواهد شد.
دعایی را که حضرت محمد(ص) پیامبر صلح و آزادی، به هنگام فتح مکه بر زبان
راند را با هم میخوانیم: «خدایا صلح و آشتی از تو است و به تو باز
میگردد، صلح و آشتی را به سرزمین ما بازگردان.»